السيد مرتضى العسكري
53
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )
گرداند . . . ؛ كه مقصود اين است كه خداوند آنها را به جاى دشمنانشان بر روى زمين جانشين گرداند . 4 - الأسماء : براى اسم در لغت عرب دو معنا وجود دارد : 1 - لفظى كه دلالت بر مسمى مىكند و او را از سايرين جدا مىسازد مانند مكه كه نامى است براى شهرى كه در آن كعبهء مشرفه و بيت اللّه الحرام قرار دارد ، و نام اشخاص مانند يوسف و فيصل و عباس و غيره . 2 - لفظى كه دلالت بر حقيقت مسمى يا صفت او مىكند مانند لفظ « اسم » در اين آيهء شريفه سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ( اى رسول ما ! ) به نام خداى خود كه برتر و بالاتر از همهء موجودات است به تسبيح مشغول باش ( سورهء اعلى آيهء 1 ) كه در اينجا مقصود تسبيح كردن اسم خدا نيست بلكه مقصود صفت ربّ است يعنى : پاك و منزّه بدار ربوبيّت پروردگار بلندمرتبهات را از مواردى كه زيبندهء ذات كبريايى او نيست . و باز در همين مورد اين آيهء شريفه است كه مىفرمايد : وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها كه در اينجا منظور اين نيست كه خداوند به خليفهء خود حضرت آدم اسامى مراكزى چون بغداد و تهران و لندن ، و يا اعضاء بدن آدمى مانند چشم و سر و گردن ، و يا نام ميوهها مانند انجير و زيتون و انار ، و يا سنگها چون ياقوت و در و زبرجد ، و يا معادن مانند طلا و نقره و مس و آهن و غيره و غيره - كه آدمى اشياء را با گويشهاى مختلف بدان ناميده است - تعليم داده باشد . بلكه قصد اين است كه خداوند به خليفه خود صفات اشياء و حقايق آنها را آموخته است . ما به خواست خدا در همين زمينه ، در بحث « اسماى حسناى الهى » در جلد دوم به تفصيل سخن گفتهايم . 5 - نسبّح بحمدك : سبّح يعنى منزّه دانست ، و سبحان اللّه يعنى پاك و منزه است خداوند . 6 - نقدّس : قدّس اللّه تقديسا ، يعنى خداى را به شايستهترين وجهى تقديس كرد ، و بر او درود فرستاد و بزرگوار و بزرگش انگاشت ، و او را از هر چه شايسته و بايستهء مقام و مسند الوهيّت نباشد پاك و منزه دانست .